عراق در تدارک یورش - به انگیزه هفتهی دفاع مقدس
با امضای قرارداد الجزایر ، حکومت عراق از زیر فشار خردکنندهی نیروهای نهضت آزادگی بخش کردستان آن سوی مرز که به اقرار صریح صدام حسین « توان ارتش عراق را تحلیل برده بود» ، رهایی یافت . 1

با امضای قرارداد الجزایر ، حکومت عراق از زیر فشار خردکنندهی نیروهای نهضت آزادگی بخش کردستان آن سوی مرز که به اقرار صریح صدام حسین « توان ارتش عراق را تحلیل برده بود» ، رهایی یافت . 1
بر پایهی توافقنامهی الجزایر ، حل اختلافهای مرزی دو طرف بستگی به حل هم زمان مسالهی جنبش کردهای ساکن شمال عراق داشت :2
از آن جا که دستیابی به این مقصود برای دولت عراق جنبهی فوری و فوتی داشت، دولت وقت ایران تقبل کرد که عملا به کنترل دقیق و موثر امنیت مرزهای بین دو کشور در زمینهی قطع نفوذ عناصر اخلالگر و خرابکار اولویت ویژه بدهد .
در رابطه با اجرای این تعهد ، دولت عراق موفق شد تا با حمایت همه جانبهی حکومت وقت ایران ، قیام و جنبش ریشهدار و چندین سالهی کردان آن سوی مرز ، به رهبری شادروان ملامصطفی بارزانی را در هم کوبد .3 این نبرد درازمدت ، افزون بر خسارتهای جانی و مالی فراوان ، هزینهی سنگینی نیز به حکومت عراق تحمیل کرده بود . به اقرار صریح رییس رژیم عراق :4
این جنگ در مجموع برای کشور ، بیش از شصت هزار کشته و زخمی در بر داشت .
نبرد درازمدت و قیام دیرین کردان آن سوی مرز ، در عرض چند هفته، در اثر حمایت خیانتآلود هیات حاکمهی وقت ایران از حکومت عراق به پایان رفت ، در حالی که حکومت عراق توان رزمی خود را از دست داده بود.5 به دنبال این « موفقیت بزرگ» و رهایی از اضمحلال ، حکومت عراق در پی آن برآمد تا در شرایط مناسب ، از اجرای تام و تمام قرارداد الجزایر به منظور محملی برای بهانهجوییهای آینده ، سر باز زند . در این راستا ، حکومت عراق با توجه به اوجگیری انقلاب ایران در سال 1357 ، از اجرای آخرین مراحل قرارداد ، یعنی تحویل و تحول آن بخش از اراضی ، اموال غیرمنقول و تاسیسات عمومی و خصوصی که در اثر نشانهگذاریهای دوبارهی مرز دولتی دو کشور تعلق آنها تغییر کرده بود ، جلوگیری به عمل آورد . حکومت عراق ، یک سال و نیم بعد ، همین مساله را بهانهی اشغال برخی مناطق مرزی ، لغو عهدنامهی 1975 و سرانجام ، آفند نظامی همه جانبه به ایران ، قرار داد .
سقوط رژیم ایران در بیست و دوم بهمن ماه 1357 ، همراه با تصفیهی گستردهی ارتش و ایجاد جو تبلیغاتی وسیع علیه نیروهای مسلح از سوی عناصر چپ و قشریون متعصب ، چشمانداز نوینی برابر حاکمین عراق گشود .
در اواخـر اسفندماه 1357 ، یعنی زمان کوتاهی پس از روی کار آمدن « دولت موقت» ، حکومت عراق اقدامهای مربوط به اجرای قرارداد 1975 را به حالت تعلیق درآورد .6
وزارت امور خارجهی دولت موقت ، در پی دگرگونیهای شتابآلود ، در نوعی سردرگمی به سر میبرد. اخراج و کنار گذاردن نیروهای متخصص و قرار گرفتن عناصر بیاطلاع در راس سیاست خارجی ایران ، باعث شد که وزارت امور خارجه نتواند به سرعت در جریان امر قرار گرفته و در نتیجه ، واکنش لازم را نشان دهد . حکومت عراق نیز با تاخیر ، ایران را در جریان تصمیمهای خود قرار داد .7
روز دهم فروردین ماه 1358 ، سعدون حمادی وزیر امور خارجهی وقت عراق ، کاردار سفارت ایران را به وزارت خارجه فرا خواند و به وی اطلاع داد که عراق خواهان تجدیدنظر در قرارداد 1975 میباشد . سعدون حمادی به عنوان یک دیپلمات ورزیده ، خوب میدانست که کاردار حکومتی که هنوز جا نیفتاده است ، در موقعیتی نیست که بتواند در مقام دفاع از منافع کشورش برآید و پیآمدهای این اخطار را آن گونه که باید و شاید به اطلاع وزارتخانهی متبوع خود برساند . افزون بر آن ، او خوب میدانست که وزارت امور خارجهی ایران ، (به مانند دیگر سازمانها) ، دچار چنان سردرگمی است که حتا در صورت آگاهی بر پیآمدهای این اخطار ، قادر به نشان دادن واکنش سریع و قاطع نخواهد بود .
در آغاز کار، دولت موقت دچار نوعی خوشباوری بود. آنها گمان میکردند که چون انقلاب ایران یکی از اساسیترین خط مشیهای سیاست خارجی خود را مقابله با اسرائیل قرار داده است ، میبایست جهان عرب ، نظر مساعدی نسبت به آنان داشته باشد . گردانندگان حکومت ، هم زمان با ستیزهجویی آشکار عراق ، سرگرم پذیرایی از یاسرعرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و سرگرد عبدالسلام جلود ، مرد شمارهی دو رژیم حاکم بر لیبی بودند . بدینسان ، آنان نمیتوانستند فرصت ارزیابی مقاصد سوء حکومت عراق را داشته باشند .
صدام حسین تکریتی با فرصت طلبی خاص خود ، به مناسبت نوروز 1358 پیام شادباشی برای رهبری انقلاب و مهندس بازرگان نخستوزیر دولت موقت فرستاد . در این پیام ، صدامحسین با ابراز شادمانی از سقوط شاه به عنوان امضاکنندهی قرارداد الجزایر ، به طور ضمنی خواست خود را مبنی بر تجدیدنظر در قرارداد مزبور اعلام داشت .8 اما پیام صدام حسین به عنوان یک پیام نوروزی ساده تلقی شد و مسئولان واکنش لازم را برابر موج فزایندهی این گونه اخطارهای دشمنانه از خود نشان ندادند . در حالی که عراق با دست یازیدن به روش پیش پا افتادهی : « من به شما گفتم» ، در پی پروندهسازی سیاسی ، پیرامون قرارداد 1975 بود .9
در تیر ماه 1358 ، صدام حسین تکریتی با یک کودتای آرام ژنرال احمدحسن البکر را به طور کامـل از صحنـهی سیاسی عراق بیـرون راند و قدرت را یکجا قبضه کرد .
روز 16 ژوئیه 1979 (25 تیرماه 1358) ژنرال احمد حسن البکر بر صحنهی تلویزیون بغداد ظاهر شد . مردم بر این گمان بودند که وی پیرامون سال روز کودتای 17 ژوئیه (26 تیر) سخن خواهد گفت . اما بر خلاف انتظار عموم ، وی در سخنرانی کوتاهی گفت :10
مدتی است به رفقای خود و به ویژه به رفیق عزیزم صدام حسین میگویم که وضع سلامتی من دیگر اجازه نمیدهد ، مسئولیتهایی را که شورای رهبری ، افتخار انجام آن را به من داده است ، به مورد اجرا بگذارم . من از آنها خواستهام ، مرا از مسئولیت معاف کنند ...
با اخراج حسن البکر از صحنهی سیاست عراق ، روش حکومت عراق برابر ایران ستیزهجویانهتر شد . چند ماه پس از بدست گرفتن قدرت کامل حکومت از سوی صدامحسین ، سفیر عراق در لبنان در مصاحبه با روزنامه النهار ، بهبود روابط ایران را بسته به قبول شرایط زیر دانست :11
الف ـ تجدیدنظر در عهدنامهی 1975 الجزایر میان دو کشور .
ب ـ اعطای خودمختاری به اقلیتهای کرد ، بلوچ و عرب [ ؟! ] در ایران .
پ ـ خروج نیروهای نظامی ایران از جزیرههای تنب کوچک ، تنب بزرگ و ابوموسی و خلیج ع ر ب ی [ فارس ] .
هنوز یک ماه از اعلام چنین نظر تجاوزآمیز نسبت به تمامیت ارضی و دخالتِ روشن در امور داخلی ایران از سوی یک مقام رسمی حکومت عراق نگذشته بود که صدامحسین ، آشکارا خواهان لغو قرارداد 1975 شد . وی به مخبر مجله لبنانی « الکفاح العربی» گفت :12
از تنها عملی که در تمام عمر سیاسیام پشیمان هستم ، امضای قرارداد 1975 است .
[وی در ادامهی مطلب اظهار داشت :] این قرارداد وسیله شاه به من تحمیل شد ... اما من راه دیگری نداشتم ... نبرد شمال [مقصود جنگ حکومت عراق علیه نهضت آزادگی بخش کردستان آن سوی مرز است] توان ارتش ما را تحلیل برده بود... من میبایست امضا میکردم . اما درست در همان لحظهای که امضا میکردم ، به روزی میاندیشیدم که قادر خواهم بود آن قرارداد را پاره کنم و حقوق عربها را از امپریالیستهای ایرانی باز ستانم .
بدینسان ، در اواخر سال 1358 ، آشکار بود که حکومت عراق با بهرهگیری از نابسامانیهای ایران ، روش خصمانهای در پیش گرفته است . این امر به هیچ وجه مرتبط با شکل حکومت ایران نبود ، بلکه حکومت عراق میخواست فقط با بهانه قرار دادن مسالهی « صدور انقلاب» ، اقدامهای تجاوزآمیز خود علیه ایران را، توجیه کند :13
عراق در پی بدست آوردن یک پیروزی آسان ، به زیان همسایهای بود که به تنگنا افتاده بود .
پینوشتها
1 - از مصاحبه صدامحسین با مجلهی لبنانی « الکفاح العربی» ـ دسامبر 1979
2 - بیانیهی الجزایر
3 - تجاوز و دفاع ـ ص 24
5 - همان ـ زیرنویس شماره یک
6 - جنگ در خلیج فارس ـ ص 3
7 - تجاوز و دفاع ـ ص 26 / تجاوز عراق ... ـ صص 41- 40
8 - همان
9 - جنگ در خلیج فارس ـ ص 4
10 - تجاوز عراق ... ـ ص 58 ، پینوشت 14
11 - النهار ـ روز 3 نوامبر 1979 (12 آبان ماه 1358)
12 - مجله الکفاح العربی ـ چاپ بیروت ـ دسامبر 1979
13 - جنگ در خلیج فارس ـ ص 4
